۱۹:۳۷:۱۵ - جمعه ۱۹ آبان ۱۳۹۶
استثمار حقابه مغان همچنان گوارا بر ذائقه استعمارگران
این در حالیست که چند روز پیش مدیریت منابع آب مغان در اظهاراتی خبر از کاهش محسوس ۲۳ درصدی آب سد ارس و ۳۳ درصدی سدخدافرین در مقایسه با سال قبل داد که پایین آمدن آب پشت سدها نیز در ادامه اجرای همین پروژه های استثمارگرانه میباشد در شرایطی که تا پیش از این وقوع چنین رخدادی دور از انتظارات و برنامه ریزی بود چرا که آب ذخیره شده پشت سد ارس و خدافرین با وجود بهره برداری از ۶۳۰۰۰ اراضی پایاب خدافرین قطعا جابگو نخواهد بود و این یعنی وقوع بحرانی غیر قابل پیش بینی و جبران که بارها در نوشتارها و تحلیل ها و مقالات به عواقب و خطرات و خیزش های ناشی از آن هشدار و اخطار داده شده است.

پایگاه اطلاع رسانی ارس رسا – رضا امیرپور –  در کشورهای دموکراتیک و مدعی دموکراسی همانند ایران که هر از چند سال یک بار بطور متوالی انتخابات برگزار کرده و نمایندگانی از میان مردم روانه مجلس میکنند تا فارغ از تصویب قوانین مورد وثوق مردم،مشکلات و درد دلهای آنان را در مجلس منکعس کرده و به گوش دولت مردان برسانند تا دولتمردان بر اساس قانون اساسی و مجری دستگاه اجرایی پس از استماع سخنان نماینده،در صدد رفع و رجوع مشکلات مردم  بوده و نگرانی ها و دغدغه های آنان را مرتفع نمایند.این یکی از وظایف اصلی دولت و در راس تمامی وظایف و اختیارات دولت قرار دارد تا مردم در سایه نظام اسلامی فارغ از مشکلات شخصی به لحاظ معضلات معیشتی و زیر بنایی احساس امنیت و آرامش خاطر داشته باشند.

شوربختانه این قواعد نه تنها در کشور ما به ندرت رعایت میشود، بلکه در استانها و مناطق دور دست و مرزی همچون استان اردبیل و شهرستان پارس آباد یک در هزار اتفاق می افتد و در فرایند بوروکراسی اداری یا گم و گور میشوند،یا در قفسه ادارات خاک خورده و به تاریخ می پیوندند.

چنانچه کارها و اقدامات اداری بر اساس قواعد قانونی و در سایه مدیریت متمرکز و شایسته انجام شود،هرگز اجازه انتقال آب و حقابه اراضی کشاورزی که خاک آن به طلا شهره بوده و دارای  مسطح ترین  اراضی که محصولات و تولیدات آن نه تنها جوابگوی شهرستان و استان بلکه کل کشور میتواند باشد،چه لزومی دارد با رانت بازی، رابطه و ضابطه و زد و بندهای جناحی و حزبی ، منطقه ای را که یکی از حاصلخیزترین اراضی کشور و دنیا را در اختیار دارد،قطع کرده و به مناطق دیگری که حتی توان سرمایه گذاری و تامین تجهیزات انتقال آب به بالای کوهها و زمین های کلوخی و ناهموار زیر سوال است منتقل داده شود؟آیا تنها به این دلیل که نمایندگان و مدیران آنها در راس دستگاهها دارای افراد پرنفوذ هستند،کافی است؟

به گفته نماینده شبستر انتقال ۱۸۸ میلیون متر مکعب آب به شبستر و ارومیه با اعتباری بالغ ۶۸۰ میلیون یورو در حال سرمایه گذاری و اجرا شدن است.در حالی که به اذعان پدر کویر شناسی ایران پروژه مذکور نه توجیه علمی دارد و نه توجیه اقتصادی.لیکن نه تنها هیچ تاثیری در احیا دریاچه ارومیه ندارد بلکه موجب نابودی زیستگاه بکر ارسباران و خشک شدن دشت مغان خواهد شد. باید دید کدام عقل سلیم و کارشناس و مدیر و دانشمند این فرایند را تایید میکند که در ازای نابودی دو منطقه بکر و حاصلخیر زمین هایی با کمترین بهره وری و ابهام برانگیز مبادله شود.بماند فارغ از این پروژه خبیثانه، هر طرح و پروژه ای اعم از پل دوستی و گمرک و بندر خشک و گذرگاه مرزی و راه آهن، که به سبب موقعیت استراتژیک و محل اتصال شاه راه اروپا و اسیا ، تصمیم بر گشایش آن با کشور همسایه گرفته شده، همسایگان تنگ نظر ما در سایه مدیران و نمایندگان چغر و لابی گر و  همراهی وزرا و نمایندگان تاثیر گذار درصدد تقابل برآمده و با پیشی گرفتن،موقعیت های موجود را به سمت حوزه استحفاظی خود منعطف کرده و حتی درصدد تعطیلی برخی مراکز ما همچون گمرک اصلاندوز برآمده اند تا از عدم وجود رقیبی دارای موقعیت استراتژیک تر مطمئن شوند.

این در حالیست که چند روز پیش مدیریت منابع آب مغان در اظهاراتی خبر از کاهش محسوس ۲۳ درصدی آب سد ارس و ۳۳ درصدی سدخدافرین در مقایسه با سال قبل داد که پایین آمدن آب پشت سدها نیز در ادامه اجرای همین پروژه های استثمارگرانه میباشد در شرایطی که تا پیش از این وقوع چنین رخدادی دور از انتظارات و برنامه ریزی بود چرا که آب ذخیره شده پشت سد ارس و خدافرین با وجود بهره برداری از ۶۳۰۰۰  اراضی پایاب خدافرین قطعا جابگو نخواهد بود و این یعنی وقوع بحرانی غیر قابل پیش بینی و جبران که بارها در نوشتارها و تحلیل ها و مقالات به عواقب و خطرات و خیزش های ناشی از آن هشدار و اخطار داده شده است.

در هر صورت این انتظار ازسوی استثمار گران و استعمارگران که با هزار ترفند و سناریو کار را عملیاتی کرده و در مراحل پایانی آن هستند،نسنجیده است که برای متوقف کردن پروژه متوسل به آنان شویم  لذا این انتظار از جانب نمایندگان و مدیران ارشد استان خودی است که دست به کار شده و به هر طریق ممکن و با استفاده خلاء قانونی و فراقانونی که این اقدام غیر ممکن را برای استثمارگران ممکن ساخته،بهره مند شده ،آن را خنثی سازند تا طبق وظایفی که قانون در اختیار آنان نهاده حق و حقوق مردم حوزه انتخابیه و استان خود را ستانده و به آنان باز گردانند،نه اینکه همراه استثمارگران شده و از این بلبشو و کشمکشهای سیاسی و اجتماعی نمدی برای  کلاه خود بدوزند.

هنوز چند صباحی از سناریوی استثمار حقابه مغان توسط همسایه شرقی و غربی ما نگذشته بود که ادعای مرکز استان هم مبنی انتقال آب ارس به اردبیل آب سردی بر پیکر مردم مغان بود تا کشاورزان و مردم مظلوم و رنج کشیده ،بیش از پیش به آینده منطقه ناامید و مایوس شوند.اگر چه یکی از عوامل اصلی وقوع این استثمار سناریوهای خیانت کارانه برخی سودجویان و فرصت طلبان بومی برای کسب کرسی مدیریت و احیانا سود و درآمد بیشتر است اما هر چه هست مشکلی است که گریبان گیر مغان و اراضی آن شده است و اگر برای مقابله با آن راهکار منسجم و معقولی اندیشیده نشود، چه بسا در آینده ای نه چندان دور میبایست شاهد مهاجرت معکوس مردم و اهالی مغان به دیگر شهرها و مناطق کشور در طول سالهای آینده باشیم که در سایه گزینش مدیران و مسئولان بی تجربه ،ناشایست ، غیر متعهد و عاری از تدین در طول سالهای گذشته محقق شده است.مدیرانی که حتی گاها لیاقت گاو چرانی ندارند چه برسد به مدیریت و مسئولیت پروژه  و مگاپروژه.

همانگونه که پیشتر نیز عنوان شد، طرح و پروژه دارای تعاریف و مشخصات فنی و مهندسی است که نیازمند افراد متبهر،کاردان و مجرب است طوریکه بر اجرای صحیح پروژه ها اشرافیت کامل داشته باشد عندالاقتضاء مادامی که انتصابات براساس تعهد و تدین،علی الخصوص تخصص و شایستگی همراه نباشد و از روی تعصبات کورکورانه و دوستی و خویشاوندی و بر معیارهای حزبی و جناحی متکی باشد،منطقه روز به روز شاهد سقوط و افتقار مردم بوده مستاصل و سرخورده تر از همیشه خواهند شد.

 

تازه های خبر
آمار وبسایت
  • بازدید امروز: 1307
  • بازدید دیروز: 1624
  • کل بازدیدها: 746800
وب لوکس موسسه خیریه آرزو وب لوکس وب لوکس وب لوکس وب لوکس
چندرسانه اي