خبر را در صفحه اصلی ببینید
خبر را چاپ کنید
۹۷/۰۶/۳۰ ۱۹:۵۰
شناسه خبر : 30338

مروری بر فراز و فرودهای وکیل از دیدگاه موکلان

النهایه شکور استفاده از افزار اهرم نظارتی را تنها راه چاره برای برون رفت از انزوا و پوشش ضعف و نابسامانی دانست و برای اینکه بتواند حرف خود را بر کرسی بنشاند چاره را در اختناق و تضییق بر دولت تشخیص داد. ...

ارس رسا – رضا امیرپور / درست از زمانیکه دور دوم انتخابات مجلس دهم در حوزه های انتخابیه شهرها و مراکز مختلف به پایان رسید و آخرین بازمانده های مجلس دهم پس از رقابت با کاندیداهای دور دوم به مجلس راه یافتند، برای مدت زمان تقریبا طولانی شش ماهه الی یک ساله همگان منتظر واکنش ها و عکس العمل های نمایندگان حوزه های انتخابیه خود بودند تا ببینند وکلای انتخابی شان در مجلس چه سیاست ها و رویکردی را در قبال وعده های خود در مجلس اتخاذ میکنند تا بر اساس رویکردها و وعده های انتخاباتی نمایندگان منتخب،تحلیل ها و تئوری های خود را تنظیم و اتخاذ نمایند.

شکور پورحسین قاضی ویژه زمین خواری اهل روستای شقلان از توابع بخش هوراند آذربایجان شرقی ،یکی از کاندیداهایی بود که به مدد طایفه و ایل و تبار خود توانسته بود،در یک رقابت نزدیک و نفس گیر با تکیه بر تلاش و همیت اطرافیان دلسوز به مجلس راه یابد و اکنون خیل کثیری از اطرافیان و طرفداران واقعی او که  برای کسب کرسی مجلس ریششان را در راستای عملکرد متناسب و کسب دستاوردهای عام المنفعه برای منطقه توسط نماینده منتخب ،  گرو گذاشته بودند،منتظر اقدامات کاندیدایشان بودند تا پاسخ درخور توجهی به اعتماد اطرافیان بدهند،پاسخی که هیچگاه نتوانستند اثری از اعتمادی که وعده آن را در زمان جلب آراء مردم داده بودند،پیدا کنند.

شکور پورحسین که شش ماهه اول سال، نمایندگی خود را صرف آشنایی با روابط و ضوابط موجود در مجلس و گزینش دوستان و همکاران و همفکران خود در مجلس کرد در شش ماهه دوم سال نیز عملا به جز یکی دو نطق تکراری و کپی پست که قاعدتا اطرافیان او بصورت دست نوشته برایش آماده میکردند،عملکرد چندان چشمگیری از وی در اذهان عمومی متظاهر نشد و یک سال اول دوره نمایندگی وی بی ثمر از کف رفت تا اینگونه چشمان از حدقه بیرون زده اطرافیان وی که ریش برای اعتماد مردم گرو گذاشته بودند،مات و مبهوت در حیرت فرو روند.

با مشاهده چنین رویکردی دوستان و همقطاران پورحسین در دوران تبلیغات انتخاباتی که جزو طرفداران واقعی بودند و خود را در قبال مردم و منطقه متعهد و مسئول میدانستند،به مرور حمایت خود را از وی دریغ کردند، و همانگونه که در ایام تبلیغات وعده داده بودند به صف منتقدین گرویدند،تا هشداری باشد برای کسانیکه بدانند بازی با آبروی مردم هزینه سنگینی داشته و هیچکس با نماینده عقد اخوت نبسته است.

شکور پورحسین که از ابتدا توسط عده کثیری از منفعت  طلبان و نان به نرخ روز خورها در محاصره بود و صرفا به دلیل مطامع و خواسته های شخصی دور نماینده حلقه زده بودند به مرور زمان حلقه محاصره را برای رسیدن به مطالباتشان  تنگ تر میکردند و او را تحت تضییق قرار میدادند اگر چه شکور در ابتدا کوشید تا با گردن کج کردن و کج خلقی خود را از شر تک تک این افراد خلاص کند اما از آنجایی که برخی از آنان در ایام تبلیغات انتخاباتی ریخت و پاش کلانی را به امید کسب امتیازات انحصاری انجام داده بودند و از مدتها پیش روی آن حساب ویژه ای  باز کرده بودند به این راحتی قصد کنار کشیدن از راه به در شدن را نداشتند و تحت هر شرایطی خواهان امتیازات ویژه از سوی نماینده بودند.

در همین حال برخی از یاران و طرفداران وفادار که حقیقتا در پی توسعه منطقه بودند بدلیل عدم تامین انتظارات آنان در راستای توازن و توسعه و بی محلی نماینده به اولویت های اصلی و پرداختن به فرعیات و حواشی، عطای ماندن در کنار وی را به لقایش بخشیدند و او را در محاصره عده ای سودجو و منفعت طلبِ بی قید و بندی که تنها به فکر بازگشت سرمایه و کسب کرسی مدیریت و ارتقا شغلی  بودند، رها کردند و همین امر سبب دغدغه های فکری و فشار روحی و روانی در او شده و او را تا مرز فروپاشی کانون خانواده به پیش برد.

فشار مضاعف از سوی طرفدار نماها از طرفی و فشار افکار عمومی به دلیل عدم تحقق وعده های انتخاباتی در دوران کاندیداتوری از سوی دیگر سبب شد،تا شکور پورحسین که روزگاری خود را مبری و مصون از هر گونه زد و بند و تفکرات بزن بهادری میدانست،به ناچار به خواست نامشروع آنان گردن نهاد، تا اینکه به یک لابی گر قهار و بدون رقیبی مبدل شد که تاریخ انتخابات مغان چنین عطشی به خود ندیده بود.

عدم تجربه کافی و شّم بالای سیاسی  در پورحسین که ابزاری بنیادین در نماینده به شمار میرود سبب  شد تا در کمال ساده لوحی نتواند نیات سوء و پلید نان به نرخ روز خورها را پردازش و مهار نماید.

عندالاقتضاء همین کنش ها و رویکردها سبب بی اعتباری و کم نفوذی نماینده در صحن مجلس و حتی مجمع نمایندگان و در نتیجه  فشار مضاعف اطرافیان شد و چاره ای جز پذیرش پیشنهاد استفاده از قدرت لابی گری با استفاده از ابزاری بنام اهرم نظارت از سوی بازیگردانان نماینده باقی نگذاشت و شکوری که روزی لابی کردن و رانت خواری و باند بازی را به خواب هم نمی دید،بطور ناخواسته وارد گیم سیاسی و دیپلماتیک شد.فی الواقع لابی گری و باند بازی در راستای تسهیل و تحصیل امتیازات خاص جهت اعطلا و توسعه حوزه استحفاظیه امری فوق العاده و منطقی است،لیکن سوء استفاده از قدرت لابی گری در راستای هموار کردن ناهمواری ها برای کسب امتیاز له دوستان و اطرافیان و علیه منتقدان و مخالفان کاری مشمئز کننده و غیر قابل توجیه است.

النهایه شکور استفاده از افزار اهرم نظارتی را تنها راه  چاره برای برون رفت از انزوا و پوشش ضعف و نابسامانی دانست و برای اینکه بتواند حرف خود را بر کرسی بنشاند چاره را در اختناق و تضییق بر دولت تشخیص داد.

به زبان ساده و عامیانه او برای اینکه بتواند از دولت باج و خراج بستاند شروع به مخالفت و تجمیع امضا در مخالفت و استیضاح وزرا کرد از آنجایی هم که جناح مخالف دولت در مجلس آماده هرگونه تحرکات خرابکارانه علیه دولت در جهت اهداف جناحی و سیاسی بودند،به هر گونه تحرکی بر علیه دولت رای میدادند و مهم نبود که این پیشنهاد از طرف شکور باشد یا کس دیگر.

بدین سان بازپرس سابق با پیوستن به صف منتقدین و مخالفین دولت علاوه بر اینکه آب در آسیاب دشمن می ریخت، با بی مبالاتی اش همقطاران اصلاح طلب را نیز که روزی با حمایت آنان به کرسی بهارستان رسیده بود،برای پوشش ضعف خود مورد مواخذه و حمله قرار داد تا بالاخره به سهم خواهی در  انتصاب مدیران و مسئولان دست یافته ، اپورتونیست ها و کارچاق کن ها را مهیای چنگ انداختن بر اموال بیت المال با استفاده از رانت نمایندگی و برای اهداف و نیات سوء و قبیح نماید.

بدین ترتیب پس از سپری شدن حدود یک سال منفعل ، شکور با استفاده از عناصر مستقر در منطقه با بهره گیری از شیوه های نامشروع و رانت نمایندگی علاوه بر استعمارگری و استیلا بر نهادها و ادارات شهرستان پارس آباد و  بیله سوار ،نیروهایی را که به تصور آنان سد راه آنان بوده و یا منتقد و مخالف آنان بودند و یا در برابر آنان مقاومت میکردند با اعتساف و ابزارهای تحت نفوذ و گماشته های خود در پشت کرسی های مدیریت و مسئولیت درصدد انذار و خلع سلاح آنان بر آمدند تا عقده های انزوا و تنافر شان به بیرون تراود.

نظر به اینکه که مدیر عامل شرکت پارس بعنوان حق السکوت از سوی استاندار سابق به نماینده بود تا مدیر عامل جدید فرمانبردار بی چون و چرای نماینده، چاره ای جز اطاعت و بله قربان گویی به نماینده برایش باقی نمانده و بعنوان دست ننشانده ، حضورش در آنجا به انضمام پیشبرد اهداف نماینده باشد.

اگر چه مدیر عامل جدید می کوشید تا با تغییر و تحولات بنیادین و تبلیغات گسترده و نگرش مثبت نسبت به وقایع پیرامون درصدد ارتقا و توسعه شرکت پارس بر بیاید، اما از آنجایی که اطرافیان نماینده دندان طمع تیز کرده ، فرصت را برای چپاول و غارت اموال بیت المال مهیا می دیدند، مسیر را برای جولان دهی و چپاول این شرکت مهیا کردند. از واگذاری و اعطای رپورتاژها و آگهی های بی حساب و کتاب به اشخاص غیر ژورنالیست و دارای پرونده های جعل اسناد و سوءسابقه گرفته تا استخدام ها و اشتغال بکار اطرافیان و اقوام و هواداران نماینده بدون ضوابط اداری و غیر مرتبط با تخصص و چارچوب اداری و واگذاری های بدون مناقصه و مزایده هموارتر کردند تا فشار مضاعفی که بواسطه اطرافیان بر دوش نماینده سوار بود،کاسته شود و برای مدتی هر چند اندک نفس راحتی استشمام نماید.