• داستان
    جابر از شنيدن نام حاجيه خانم متغير شد.زبانش بند آمد.در حاليكه دست هايش مي لرزيد،چندين بار به سختي تكرار كرد:حاجيه خانم ! دختر دايي من ! مادر شهيد! يعني او هم از روستاي بالادستي به وساطت رفته بوده؟!!! ...
تازه های خبر
آمار وبسایت
  • بازدید امروز: 6984
  • بازدید دیروز: 2391
  • کل بازدیدها: 324988
وب لوکس موسسه خیریه آرزو وب لوکس وب لوکس وب لوکس وب لوکس
چندرسانه اي